|
|
|
|
|
شما امروز غنی تر از دیروزید ، اگر به کسی صمیمانه مهر ورزیده باشید . اگر غم دردمندی قلبتان را فشرده و در خلوت گریسته باشید. اگر خطای دوستی را نادیده گرفته باشید. اگر به گناه خویش نزد وجدانتان و خداوند متعال اعتراف کرده باشید. شما غنی تر از دیروزید ، اگر با شاخه گلی ، دلی را شاد کرده باشید ، اگر قطرۀ اشکی را از گونه ای سترده باشید. اگر سنگی رااز پیش پای عابری دور کرده باشید، شما امروز قوی تر از دیروز هستید . اگر بسیار از صمیم دل خندیده باشید ، اگر دست دوستی را که به سویتان دراز شده ، صمیمانه فشرده باشید ، اگر با دیدن زیبایی های طبیعت ، پی به قدرت پروردگار برده باشید ، شما غنی تر از دیروز هستید . اگر بدی را با خوبی پاسخ گفته باشید ، اگر به انسان بی پناهی ، پناه داده باشید ، اگر برای بدست آوردن صفات بهتر انسانی ، کوشیده باشید ، شما غنی تر از دیروز هستید . اگر خواهش آشنایی را برآورده کرده باشید ، شما امروز براستی غنی هستید. غنی تر از همۀ افراد جهان : و شما امروز روحی دارید بزرگ به عظمت آسمان و دریا ، و قلبی دارید پر مهر و روشن چون آفتاب گرم بهاران و اشکی دارید به صفای شبنم و لطافت گلهای سرخ و درونی دارید به پاکی برف و زیبایی دمیدن شفق در صبح و شما امروز براستی غنی هستید . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 14:11 توسط محسن احمدیان
|
|
||
|
|
|
|
|
1۳ مهر 1390: دومين همايش بينالمللي تحولات جديد ايران و جهان
16 مهر 1390: همايش ملي اصلاح الگوي توليد و مصرف 15 آبان 1390: اولين كنفرانس بين المللي شهروند مسئول
18 آبان 1390: چهارمين كنفرانس ملي مهندسي و مديريت نوآوري خلاقيت شناسي سازماني صنعتي،تريز(TRIZ)، بيونيك و مهندسي نوآوري
29 آبان 1390: چهارمين كنفرانس مهندسي رسانه
1 آذر 1390: چهارمين همايش ملي قرآن كريم سفينة النجاة عصر
2 آذر 1390: اولين كنفرانس اقتصاد شهري ايران
7 دي 1390: نخستين كنفرانس ملي رويكرد سيستمي در ايران
17 اسفند 1390: كنفرانس بين المللي جهاد اقتصادي
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 15:5 توسط محسن احمدیان
|
|
||
|
|
|
|
|
خیلی بیشتر از آنچه که همه ما به آن اعتراف کنیم، رفتارهایمان براساس میل درونیمان به تحتتاثیر قرار دادن دیگران شکل میگیرد. این میل در محصولات مارک داری که استفاده میکنیم، کافه ها و رستوران هایی که میرویم، خانه ها و ماشین هایی که میخریم و شغلی که انتخاب میکنیم، منعکس میشود. اما آیا محصولات مارک دار، کافههای تجملی، خانه ها و ماشینها اینقدر گیرا هستند؟ فردی عالیرتبه در شغلی که علاقهای به آن ندارد، چطور بعضی از این چیزها توجه ما را یک تا دو دقیقه به خود جلب میکند اما زیاد طول نمیکشد. چرا؟ چون دارایی های ملموس به اندازه کیفیات غیرملموس گیرا نیستند.
سوالات زیر را در نظر بگیرید:
متوجه منظورم شدهاید. وقتی پاسخی که به این سوالات میدهید، "خیر" باشد، موضوعی که ابتدا به نظرتان بسیار گیرا میآمده، دیگر اینطور نخواهد بود. حالا لحظهای وقت بگذارید و فردی را تجسم کنید که عاشق کارش است، معمولاً لبخند بر لب دارد و از هر نفسی که میکشد لذت میبرد. آیا این فرد توجهتان را جلب میکند؟ آیا مهم است که این آدم یک میلیونر نیست؟ در زیر به 28 راه عالی برای تحت تاثیر قرار دادن اطرافیانتان اشاره میکنیم. اگر این نکات را به طور مرتب رعایت کنید، نه تنها دیگران را تحت تاثیر قرار میدهید، بلکه به شما کمک میکند انسان بهتری هم باشید.
1. اُرجینال باشید. با خودتان صادق باشید. جودی گارلند گفته است، "همیشه بهترین ورژن خودتان باشید به جای اینکه ورژن دوم یک نفر دیگر باشید." با این جمله زندگی کنید. اصلاً نمیتوانیدخودتان را جای دیگری بگذارید. جای تنها کسی که میتوانید باشید، خودتان هستید. اگر خودتان نباشید، یعنی واقعاً زندگی نمیکنید—فقط وجود دارید. و از خودتان بپرسید: اگر آنچه که هستید را دوست ندارید، چرا بقیه باید دوستتان داشته باشند؟ 2. به فکر دیگران باشید. اگر به فکر دیگران نباشید، آنها هم به فکر شما نخواهند بود. هرچقدر بیشتر به بقیه کمک کنید، آنها بیشتر برای کمک به شما راغب خواهند بود. عشق و محبت، عشق و محبت میآورد. 3. کاری کنید بقیه احساس خوبی پیدا کنند. آدمها بهندرت یادشان میماند که چه کردهاید، اما همیشه یادشان میماند که چه حسی در آنها ایجاد کردهاید. 4. صادق باشید و مسئولیت کارهایتان را بپذیرید. هیچکس یک دروغگو را دوست ندارد. در دراز مدت همیشه حقایق روشن میشود و ماه هیچوقت پشت ابر نمیماند. چه مسئولیت کارهایتان را گردن بگیرید یا نگیرید، بالاخره اعمالتان روزی به گردنتان میافتند. 5. مدام لبخند بزنید. همه آدمها دیدن یک لبخند طبیعی را دوست دارند. وقتی یک غریبه مستقیم به صورتتان نگاه میکند و لبخند میزند چه حسی پیدا میکنید؟ یکدفعه دیگر غریبه به نظر نمیرسد، درست است؟ 6. به بزرگترها احترام بگذارید. به کوچکترها احترام بگذارید. به همه احترام بگذارید. اینطور نیست که یک گروه خاص از یک طبقه خاص اجتماعی فقط شایسته احترام باشند. با همه با همان درجه احترامی برخورد کنید که به پدر و مادر بزرگتان میگذارید و همان میزان صبری را پیشه کنید که برای فرزندتان دارید. مردم مهربانی شما را درک خواهند کرد. 7. افراد را با اسم صدا کنید. آدمها شنیدن اسمشان از زبان دیگران را دوست دارند. پس سعی کنید اسامی را به خاطر بسپارید. 8. بگویید "لطفاً" و "متشکرم." این دو کلمه ساده باعث میشود خواستهای شما حالت خواهش پیدا کند و به مکالمات جدی حالت دوستانه میبخشد. 9. در کارتان بهترین باشید. همیشه مبهوت موسیقیدانان، نویسندهها، نقاشان، سخنگویان، مدیران، سرمایهگذاران، مهندسان، مادرها، پدرها، ورزشکاران و... عالی میشوید. همه این افراد فقط یک وجه اشتراک دارند: در کاری که میکنند بهترین هستند. اگر قرار است کاری را به بهترینش شکل انجام ندهید، بهتر است اصلاً انجامش ندهید. در کار و سرگرمیهایتان بهترین باشید. برای خودتان اعتباری بسازید، اعتباری برای بهترین بودن. 10. اگر توانستید به دیگران کمک کنید. از هر دست که بدهید از همان دست پس میگیرید. وقتی در زندگی شخصی تاثیر مثبت ایجاد میکنید، این تاثیر مثبت به زندگی خودتان هم میرسد. کاری بکنید که فراتر از شماست—کاری که از درد کسی کم میکند و شادترش میکند. همه آدمها شایسته کمک هستند. 11. در هر کاری که میکنید اثری از شخصیتتان ایجاد کنید. مثل برند زدن روی کارتان میماند، برندی مخصوص خودتان. اگر بانمک و شوخ هستید، به کارتان طنز اضافه کنید. اگر هنرمند هستید، کارتان را با تصویر تزئین کنید. هر کاری که میکنید کمی از شخصبتتان را به آن اضافه کنید. 12. به قولهایتان وفا کنید. بعضی از آدمها عادت دارند قول کاری را بدهند که احتمال کمی دارد بتوانند انجامش دهند. قول ایدآل را میدهند اما متوسط تحویل میدهند. اگر میخواهید ارزش خودتان را در چشم دیگران بالا ببرید، باید خلاف این عمل کنید. سعی کنید ابتدا تواناییهایتان را کمتر نشان دهید و بعد فراتر از آن تحویل بدهید. این باعث میشود دیگران تصور کنند که همیشه فراتر از مسئولیت و وظیفهتان کار انجام میدهید. 13. سازماندهی داشته باشید. اگر سازماندهی نداشته باشید چطور میتوانید کاری را انجام دهید؟ مطمئناً نمیتوانید. سعی کنید فضای زندگی و کارتان را مرتب کرده و سازماندهی کنید. 14. تحقیق کنید و سوال بپرسید. اینطور نباشید که بااینکه هیچ از موضوعی اطلاع ندارید فقط سرتان را به نشانه دانستن تکان میدهید. با تحقیق کردن از قبل خودتان را آماده کنید. و اگر بااینحال باز متوجه چیزی نشدید، سوال کنید. افراد مقابلتان اشتیاق شما به دانستن را ستایش خواهند کرد. 15. دانش و اطلاعاتتان را با دیگران تقسیم کنید. باید منبع اطلاعاتی برای اطرافیانتان باشید. اگر به اطلاعات لازم دسترسی دارید، آن را فقط برای خودتان نگه ندارید. با دیگران تقسیمش کنید. 16. مثبتاندیش باشید و روی آنچه درست است تمرکز کنید. هر چیزی که در زندکی اتفاق میافتدف نه خوب است نه بد. فقط به دیدگاه شما بستگی دارد. و مهم نیست که چه پیش میآید، همیشه آنطور که باید تمام میشود. یا موفق میشوید یا درس میگیرید. پس مثبت اندیش باشید، قدردان نتایج خوشایند باشید و از بقیه آنها درس بگیرید. 17. به حرفهای دیگران بااشتیاق گوش دهید. چشمهایتان متمرکز، گوشهایتان تیز و تلفن همراهتان خاموش باشد. در دنیایی که نمیتوانند آنطور که باید سریع پیش برود، آنهایی که برای شنیدن حرفهای دیگران وقت میگذارند، همیشه موفق هستند. 18. به شریک زندگیتان وفادار باشید. وفادار ماندن به رابطه نه تنها توجه و تحسین همگان را جلب میکند، بلکه پایهای سالم برای بقیه امور زندگیتان ایجاد میکند. 19. طبیعت را دوست داشته باشید و از آن سپاسگذار باشید. آنهایی که واقعاً طبیعت را دوست دارند، برای انسانها هم همان میزان احترام را قائل خواهند بود. این یک راه مثبت برای زندگی کردن است و توجه مردم را هم جلب میکند. 20. هر روز برای خودتان وقت، انرژی و پول خرج کنید. وقتی برای خودتان خرج کنید، هیچوقت بازنده نخواهید بود و به مرور زمان خط سیر زندگیتان را تغییر خواهید داد. شما محصول چیزی هستید که میدانید. هر زمان، انرژی و پول بیشتری برای به دست آوردن دانش هزینه کنید، تسلط بیشتری به زندگیتان پیدا میکنید و برای اطرافیانتان ارزش بیشتری خواهید داشت. 21. هرازگاهی بیدلیل مهربانی کنید. پول قهوه یک غریبه را در کافه بپردازید. برای منشی شرکتتان گل بخرید تا بگویید "متشکرم." به زن سالخورده برای خرید کردن کمک کنید. هیچ چیز لذتبخشتر از نشاندن لبخند بر لب انسانها نیست. 22. آنهایی که شایستگی دارند را تحسین کنید. برای تحسین کسانیکه برای درخشیدن در کاری بیش از حد تلاش کردهاند، کوشش کنید. همه آدمها دوست دارند بشنوند کسی هست که تلاشهایشان را تحسین میکند. 23. واضح صحبت کنید و ارتباط چشمی برقرار کنید. بیشتر آدمها صبر گوش دادن به حرفهای کسی که هیچ از حرفهایش نمیفهمند را ندارند. رمز و راز در حرف زدن هیچوقت ارتباطات قوی نمیسازد. ارتباط چشمی نیز یکی از گیراترین شکلهای ارتباط فردی است. ارتباط چشمی اگر درست انجام شود صمیمیت را وارد رابطههایتان خواهد کرد. 24. همیشه در دسترس باشید. اگر آدمها نتوانند به شما دسترسی داشته باشند، فراموشتان میکنند. در دسترس بودن شما برای دیگران خیلی مهم است. همیشه در ارتباط با اطرافیانتان رفتاری مثبت و صبور داشته باشید. 25. بینیاز از غیر باشید. آزادی والاترین نعمت است و بینیازی بالاترین آزادی است. از این گذشته بسیار گیرا هم هست. 26. از منابعی که در دسترس دارید، استفاده کنید. آدمهای متوسط وقتی میبینند که یک فرد معلول شاد است، بسیار متعجب و حیرتزده میشوند. چطور کسی با چنین محدودیت جسمی میتواند شاد باشد؟ پاسخ در استفاده آنها از منابعی که در اختیار دارند نهفته است. 27. بخشی از چیزی باشید که به آن اعتقاد دارید. این میتواند هر چیزی باشد. یکی آن را در کمک به شهروندان میبیند، یکی در ایمان و اعتقادات مذهبی، یکی در شرکت در گروههای پشتیبانی برای چیزهایی که به آن اعتقاد دارند و بعضی عشق و علاقهشان را در کارشان میریزند. در هر صورت، نتیجه روانشناختی یکسان است. آنها خود را درگیر چیزی کردهاند که شدیداً به آن اعتقاد دارند. این درگیر شدن به زندگیشان مفهوم میدهد. 28. بدون به رخ کشیدن، برای اعتقاداتتان پایداری کنید. بله، میتوانید بدون اینکه سعی کنید اعتقاداتتان را به کسی تحمیل کنید، از آن دفاع کنید. درمورد عقاید شخصیتان با کسی که درمورد آن سوال میکند حرف بزنید اما سعی نکنید حرفتان را تحمیل کنید. برای ارزشهایتان ایستادگی کنید و همیشه گوش بزنگ اطلاعات جدید باشید.
جالبترین نکته درمورد این لیست این است که تقریباً همه چیزهایی که برای تحتتاثیر قرار دادن دیگران به آن نیاز دارید، در خودتان نهفته است. پس سعی کنید دست از تحتتاثیر قرار دادن دیگران با داراییهایتان بردارید و آنها را مجذوب شخصیت و طریقه زندگی کردنتان کنید.
منبع : سايت مردمان ( پورتال جوانان ايراني ) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 19:25 توسط محسن احمدیان
|
|
||
|
|
|
|
|
۱)یک برنامه کاری داشته باشید: شما علاقهای دارید که میخواهید آن را به کارتان تبدیل کنید. هرچقدر هم که درمورد این کار کوچکتان اشتیاق داشته باشید، اگر برنامه درست و مناسب برای شروع و اجرای آن نداشته باشید، موفق نخواهید شد. مهم نیست که برنامهتان چقدر باشد یا چه جزئیاتی را در بر داشته باشد، فقط باید چند نکته کلی را شامل شود. بیشتر تجارتهای کوچک برای موفقیت باید تحلیل سود و زیان، پیشبینی کاهش سود و تحلیل جریان نقدی را در خود داشته باشد. تحلیل جریان نقدی اهمیت ویژهای دارد زیرا ممکن است محصولاتی را بفروشید که برای شش ماه چیزی دریافت نکنید، آنوقت همه پولتان را از دست خواهید داد و مجبورید درهای مغازه را ببندید. یک برنامه تجاری واقعاً لازم است زیرا قبل از شروع کار، استراتژی کارتان را در آن روی کاغذ میآورید.
۲)ببینید چطور میخواهید سود کنید: سود هدف نهایی هر کار است. باید هزینههای کارتان (اجاره، مواد اولیه، حقوق کارمندان و از این قبیل) را بررسی کنید و بعد ببینید چقدر باید بفروشید تا آن هزینهها را پوشش دهد و شروع به سوددهی کنید. این نحلیل سود و زیاد نام دارد.
۳)با هر چقدر که پول در دست دارید شروع کنید: خیلی تجارتهای کوچک هزینههای اولیه خود را کلاً با وام پوشش میدهند، با این انتظار که با سودی که دریافت میکنند وامشان را پرداخت میکنند. کارهای کوچک ممکن است ماهها یا سالها طول بکشد تا شروع به سوددهی کند، آنوقت پرداختهای وام برایتان مصیبت خواهد شد. اگر بتوانید پول شروع کار را خودتان از قبل پسانداز کنید، آنوقت مطمئن میشوید که وامها به شما فشار نخواهند آورد.
۴)از خودتان محافظت کنید: بیشتر کارهای کوچک مالکیتی یا شراکتی هستند. بااینکه شکل دادن بعضی کارها خیلی ساده و جالب است اما مالکشان را مسئول بدهیهای کاری و قضاوت قرار میدهد. وقتی پول کار تمام شود، طلبکاران و بستانکاران پشت داراییهای شخصی مالک، مثل حساب پسانداز و خانه، قرار میگیرند. بااینکه بیمه میتواند این مسئولیت را کاهش دهد اما بهتر است که یک شرکت یا شرکت با مسئولیت محدود شکل داده شود. این ساختارهای تجاری مالکان را از بار مسئولیت شخصی رها کرده اما قوانین و مسئولیتهای دیگری را شامل حال آنها میکند.
۵)با کم شروع کنید: همه میخواهند که کارشان گرفته و موفق شوند، شعبات زیاد دایر کنند، کارمندان زیادی داشته باشند و درآمدشان هم روز به روز بالاتر رود. اما باید قبل از اینکه بتوانید بدوید، راه رفتن را یاد بگیرید. نباید اول کار هزینههای زیادی برای خودتان درست کنید، مخصوصاً اگر لازم است کمی زمان بگذرد تا درآمدتان بالا رود. با کم شروع کردن مطمئن میشوید که میتوانید از موانع بر سر راه اداره یک تجارت کوچک عبور کنید. آن سرمایهگذارانی که با سرمایه کم شروع میکنند میتوانند بدون اینکه لازم باشد بدهی زیادی بپردازند، از اشتباهاتشان درس بگیرند. کم شروع کردن به کارتان کمک میکند تا به یک سرمایهگذاری موفق تبدیل شود.
۶)قراردادهایتان را کتبی کنید: بااینکه خیلی خوب است با یک دست دادن دوستانه کار کنید، اما هیچ جاگزینی بهتر از قرارداد کتبی برای آن نیست. درواقع بسیاری از قراردادها تازمانیکه به شکل کتبی درآیند معتبر نیستند. بااینکه شفاهی بیان کردن یک قرارداد هم ممکن است بااعتبار باشد اما اثبات آن بسیار دشوار است. مطمئن شوید که همه توافقها و قراردادهایتان به صورت کتبی نوشته شوند—اینکار از سردردهای بعدی جلوگیری کرده و ممکن است کارتان را نجات دهد.
۷)بازار را در دست بگیرید: راههای زیادی برای به دست آوردن بازار در صنعتتان است: باید محصولی بهتر، فرایند تولید یا توزیع کارآمدتر، محلی مناسبتر، خدمات مشتری بهتر و درک بهتری از تغییر بازار داشته باشید. بهترین راه برای در دست داشتن بازار این است که اسرار کاریتان را فقط برای خودتان نگه دارید. این اسرار همان اطلاعاتی هستند که بقیه از آن خبر ندارند و به شما در عرصه رقابت مزایایی میدهد. اسرار کاری انواع مختلف دارند و تازمانیکه صاحبان آن، برای سری نگه داشتن آن اقدام کنند محافظت قانونی نیز شامل آنها میشود. این اقدامات هر چیزی میتواند باشد، از علامت زدن اسناد محرمانه تا قرارداد بستن با شرکاء و کارمندان برای محرمانه نگه داشتن اسرار کاری. راه دیگر برای در دست داشتن بازار این است که پیشقدم باشید. اگر میدانید که قرار است کارتان با چالش یا تجاوز رقبا روبهرو شود، نباید منتظر بمانید تا واکنش دهید. از قبل برنامه ریزی کنید و جلوتر باشید.
۸)افراد مناسب استخدام کنید: اولین نفری که برای کار پیش شما آمد را استخدام نکنید. دنبال کسی باشید که انگیزه، خلاقیت و شخصیت مناسب داشته باشد و به درد کار شما بخورد. وقتی آن افراد را پیدا کردید، با آنها به درستی رفتار کنید، آنها را در کار درگیر کنید و اطمینان یابید که محیطی برایشان فراهم کنید که تمام تلاششان را برای موفقیت تجارتتان به کار گیرند.
۹)روابط مناسبی با کارمندان داشته باشید: بیشتر تجارتها سعی میکنند برای صرفهجویی در هزینهها به جای کارکندان تماموقت، از پیمانکاران مستقل استفاده کنند. دولت جرایم سنگینی برای کارفرمایانی که هزینه بیمه و مالیاتهای مربوط به کارمندان تماموقت خود را پرداخت نمیکنند را قرار داده است. برای اینکه مشخص شود یک کارمند، کارمند تماموقت یک شرکت است یا یک پیمانکار مستقل ملاکهای زیر در نظر گرفته میشود:
۱۰)مالیاتها،قبوض و صورتحسابها را سروقت پرداخت کنید: لازم به ذکر نیست که باید برای آنچه که مالک آن هستید هزینه پرداخت کنید. اگر مالیاتها را به موقع تصفیه نکنید، مطمئناً دولت اموال شما را ضبط خواهد کرد. همچنین خیلی مهم است که صورتحسابهای خود را به طور منظم و سروقت پرداخت کنید. اگر همیشه بدهکار باشید، اعتبار خود را از دست خواهی داد. اما اگر بدهیهای خود را همیشه سروقت پرداخت کنید، اگر سروقت چند بدهی همزمان برسد، از مشکلات جریان نقدی دور میمانید.
منبع : سايت مردمان ( پورتال جوانان ايراني ) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر 1390ساعت 19:13 توسط محسن احمدیان
|
|
||
|
|
|
|
|
همه ارتباط برقرار میکنند اما اینکه یاد بگیرید چطور خوب ارتباط برقرار کنید نیازمند داشتن مهارت است. برای اینکه در کار و تجارت موفق شوید (یا هر عرصه دیگر از زندگی)، باید بتوانید مهارتهای ارتباطی را خوب یاد بگیرید. برای بعضیها ارتباط برقرار کردن ساده است. بعضیها ذاتاً استاد ارتباط برقرار کردن هستند و اعتمادبه نفس بسیار زیادی برای اینکار دارند. اما بقیه چطور یاد میگیرند که با دیگران ارتباط برقرار کنند؟ در اینجا به 7 راهکار برای ایجاد ارتباط موفق اشاره میکنیم.
اعتماد به نفس مهارتهای مردمی خوب با اعتماد به نفس شروع میشود. وقتی کسی اعتمادبه نفس داشته باشد خیلی خوب معلوم میشود. اعتمادبه نفس مثل آهنربایی بقیه را به سمت شما میکشاند و رفتارهایتان نشان میدهد که ارزش صرف وقت و تلاش را دارید. وقتی حس قوی نسبت به خودتان داشته باشید، خیلی سریع از گپ کوتاهی که با کسی دارید گذشته و فرصتی در اختیارتان قرار میدهد که بتوانید بدون اتلاف وقت به قلب رابطه دست یابید. وقتی میخواهید رابطهای موثر داشته باشید، یکی از مهمترین قوانینی که باید رعایت کنید این است که مستقیم به چشمهای طرف مقابل نگاه کنید. کسانیکه اعتمادبه نفس کافی ندارند از ارتباط چشمی خودداری میکنند. خودداری از ارتباط چشمی نشان دهنده عدم علاقه یا بدتر از آن عدم صداقت است. وقتی دو نفر با هم ارتباط چشمی برقرار میکنند، ارتباطی موثر شکل میگیرد. ارتباط چشمی با حرفهایی که میزنید هم اعتبار میبخشد.
علاقه نشان دهید خیلیها مرتکب این اشتباه میشوند که زیاد درمورد خودشان حرف میزنند. هیچ چیز بدتر از لاف زدن درمورد خود، یک ارتباط را خراب نمیکند. یکی از بهترین راهکارها برای اینکه یاد بگیرید چطور با مردم ارتباط برقرار کنید این است که به جای اینکه آنها را مجبور کنید به حرفهایتان گوش دهند، از آنها بخواهید درمورد خودشان حرف بزنند. این باعث میشود طرف مقابل احساس راحتی بیشتری کرده و اعتمادبه نفسش بالا رود. همچنین موقعیتی ایجاد میکند که فرد مقابل هم همین کار را برای شما بکند و به حرفهایتان گوش دهد.
هنرمندانه سوال بپرسید یکی از سریعترین راه ها برای شکستن قفل سکوت پرسیدن سوالهایی است که بتوان آنها را خیلی راحت با بله یا خیر جواب دارد. با پرسیدن سوالی که به یک جواب با جزئیات بیشتر نیاز هست، فرد مقابل باید توضیح بیشتری بدهد و اطلاعاتی که دارد را در اختیارتان بگذارد. بخشی از ارتباط موفق یاد گرفتن این است که سوالاتی را مطرح کنید که فرد مقابل را به فکر کردن وا دارد. یک چیز به دیگری منتهی میشود و در مدت کوتاهی داستانهایی بین دو طرف منتقل میشود و یخ رابطه میشکند. آب و هوا را فراموش کنید و بحث را از سیاست و مذهب هم دور کنید. درمورد لباسی که طرف مقابلتان پوشیده است نظری بدهید. البته باید سعی کنید که طرفتان را با سوالاتتان بمباران نکنید. این باعث میشود فرد معذب و خسته شود. یادتان باشد مکالمه را نباید به بازجویی تبدیل کنید. وقتی میخواهید اسم کسی را بپرسید، فوراً آن را تکرار کنید. بلند گفتن یک اسم کمک میکند بهتر در خاطرتان بماند. از اسم طرف مقابلتان در طول مکالمه استفاده کنید و لبخند زدن هم فراموشتان نشود.
دو بار گوش کنید، یک بار حرف بزنید میگویند به یک دلیلی خدا دو گوش و یک دهان به شما داده است. دلیل آن این است که باید دوبرابر آنچه که حرف میزنید، گوش دهید. درارتباط با مهارتهای مردمی، این یعنی وقتی فرد مقابلتان صحبت میکند، باید همه توجهتان را به او بدهید. نباید غرق این فکر شوید که بعد از آن شما چه باید بگویید یا بعداً چه اتفاقی میافتد یا هر فکر بی ارتباط دیگری. تمرکز کنید، اطلاعاتی که ارائه میشود را جذب کرده و راهی برای دنبال کردن صحبت او با پرسیدن یک سوال مرتبط با موضوع پیدا کنید. در چیزهایی که طرف مقابلتان علاقه دارد، علاقه نشان دهید و اگر موضوع بحث چیزی است که هیچ از آن نمیدانید، میتوانید از آن به نفع خودتان استفاده کنید. اطلاعات بیشتر درمورد آن موضوع کسب کنید. اعتراف کنید که برایتان موضوع آشنایی نیست و از او بخواهید که بیشتر درمورد آن با شما حرف بزند. مردم دوست دارند چیزهایی که میدانند را با بقیه درمیان بگذارند و این اعتمادبه نفس آنها را خیلی بالا می برد. وقتی موضوع مورد علاقه طرف مقابلتان را پیدا کردید، دیگر هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت.
توانا بود هرکه دانا بود ارتباط موثر و موفق با دانش شروع شده و خاتمه مییابد. کسانیکه مسافرت میکنند، مطالعه میکنند یا از جریانات روز باخبرند برای همصحبتی فوق العادهاند. هرچه فردی تجربیات بیشتری از زندگی داشته باشد، بهتر میتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. کسانیکه مسافرت میکنند توانایی این را دارند که فرهنگها و مردمان دیگر را بهتر درک کنند و آنهایی که زیاد مطالعه میکنند، درمورد همه موضوعات اطلاعات کافی برای بحق کردن دارند و میتوانند خود را با هر مکالمه ای تطبیق دهند. شخصی که در فعالیتهای مختلف شرکت دارد، مطمئناً میتواند با افراد دیگر وجه اشتراک پیدا کرده و مکالمه را به جریان بیندازد.
ریسک کنید عزت نفس هم معنای اعتمادبه نفس است و حتی با وجود طرد شدن، عزت نفس یک شخص هیچ تغییری نمیکند. بیشتر وقتها افراد بخاطر اینکه از طرد شدن واهمه دارند، از فرصتها استفاده نمیکنند. طرد شدن باعث میشود فرد احساس حقارت کند. در واقعیت، طرد شدن عزت نفس فرد را تغییر نمیدهد. شما همان فرد باقی میمانید، به همان اندازه ارزشمند و مهم که قبل از شروع مکالمه بودید. هیچکس نمیتواند عزت نفس شما را بگیرد. فقط خودتان هستید که میتوانید اینکار را بکنید. طرد شدن تازمانیکه اتفاق نیفتاده است یک توهم است. چرا باید وقتتان را نگران اینکه اگر این اتفاق بیفتد یا آن اتفاق بیفتد هدر دهید؟ از فرصت استفاده کنید و برای آنچه که میخواهید دست به تلاش بزنید. تنها راه یاد گرفتن ارتباط با دیگران از طریق تمرین کردن میسر است.
کمکم شروع کنید یاد گرفتن اینکه چطور با آدمها ارتباط برقرار کنید زمان می برد و هرکس با سرعت مخصوص خودش پیشرفت میکند. کمکم شروع کنید؛ سعی کنید هربار با یکی از این نکات آشنا شوید. در پایه، یک ارتباط خوب با اعتماد به نفس شروع میشود و این رشته ای است که همه چیز را به هم وصل میکند. هر آشنایی کمک میکند اعتمادبه نفستان بالاتر رود و تجربیاتتان متفاوتتر شود. یک جای خوب برای تمرین کردن این مهارتهای مردمی محل کار است. وقتی صحبت کردن با همکارانتان راحتتر شد، سعی کنید با افرادی از رتبههای بالاتر مثل مدیرانتان صحبت کنید. در زمان کوتاهی، مهارتهایی که یاد گرفته بودید در شما نفوذ کرده و دیگر نیاز به فکر کردن هم ندارد. هیچکس تابحال نگفته است که حرف زدن با آدمها کار سادهای است. برای بعضیها، به دست آوردن اعتمادبه نفس لازم برای شروع مکالمه، قدم بزرگی است. این ممکن است سختترین مرحله کار باشد اما وقتی اولین قدم را برداشتید، بقیه آن راحتتر خواهد شد. به خودتان ایمان داشته باشید و بدانید که شما به اندازه طرف مقابلتان باارزش هستید. ارتباط موفق و موثر مهارتی است که همه باید داشته باشند زیرا رمز رسیدن به موفقیت و پیشرفت در جوانب مختلف زندگی است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 10:26 توسط محسن احمدیان
|
|
||
|
|
|
|
|
ماندانا کارمندی است که فاقد "برخورد صحیح" می باشد. اخلاقش خوب نیست، به دیگران بی احترامی می کند، و همکارانش دائماً از او شکایت می کنند؛ اما از سوی دیگر در کارش تواناست و شایستگی های فراوانی دارد. مسئول قسمتی که ماندانا در آن مشغول به کار است تصور می کند که مسئله ماندانا یک مشکل حل نشدنی است. به هر حال همیشه در هر اداره یا شرکتی شخصی وجود دارد که ساز مخالف می زند و با سایر کارمندان همگام نیست. تصور سرپرست بخش این است که تا وقتی ماندانا کار خود را به نحو احسن انجام می دهد، وی نمی تواند کاری در مورد او انجام دهد! توجه داشته باشید که این نگرش به عنوان اولین منبع بروز اشتباه شناخته می شود. مشکلات رفتاری در محیط کار باید بلافاصله ردیابی شوند و متعاقباً واکنش مناسبی نسبت به آنها نشان داده شود تا رضایت مراجعین، همکاران، مشتری ها، فروشندگان، و تولیدگنندگان محفوظ نگه داشته شود. در این مقاله نحوه صحیح انجام این کار را به شما آموزش می دهیم. مدیران زمانیکه متوجه می شوند می توانند با درایت خاص کلیه رفتارهای پرسنلشان را کنترل کنند، خودشان هم شگفت زده می شوند. برای موفقیت در حوزه مدیریت رفتاری پرسنل می بایست دو بعد بنیادین را مد نظر قرار دهیم: 1- هدف اصلی شرکت انجام چه کاری است؟ و 2- این کار باید چگونه انجام شود؟ بله، در مثال فوق ماندانا کار خود را به خوبی انجام می دهد، اما رفتار این خانم به گونه ای است که سبب می شود سایر کارکنان بازده خوبی نداشته باشند. از جمله گام های پایه ای در اصلاح رفتاری کارمندان این است که مدیران بررسی دقیقی بر روی داده های ورودی و خروجی داشته باشند. عموماً همه کارفرمایان بیشتر به نتیجه کار توجه دارند و از کارکنان خود انتظار دارند که بازده بالایی داشته باشند. این مسئله بدون بازبینی دقیق داده های ورودی میسر نخواهد شد چراکه همین داده های ورودی – مانند رفتار خدمه- هستند که سازمان را به سوی نتایج دلخواه نهایی رهنمون می سازند. ممکن است یک فروشنده که در مرکز خریدی بزرگ مشغول به کار است اطلاعات دقیقی از کل فروش مغازه های اطراف خود نداشته باشد چراکه این مسئله به فاکتورهایی نظیر قیمت، تبلیغات، و مسائل دیگر مربوط می شود، اما می تواند بر روی رفتار فردی و به مثابه آن میزان فروش خودش کنترل داشته باشد. او به خوبی می داند که چه رفتاری در مقابل مشتری ها دارد. چگونه با آنها سلام و احوالپرسی کرده و به آنها خوش آمد می گوید ، چگونه به مشتری سرویس می دهد، مشکلات آنها را برطرف می کند، و به سوالاتشان پاسخ می دهد. همه این موارد در رده داده های فروش قرار می گیرند. اگر این داده ها مطابق بر استانداردهای از پیش تعیین شده شرکت نباشند، بازده کار کاهش می یابد. وظیفه مدیر عامل در صورت مشاهده چنین وضعیتی تذکر و اصلاح آن است. در هر حال نیکوست که ارگان ها و سازمان ها پیش از رسیدن به نقطه اصلاح خدمه، یکسری فاکتورهای هسته ای اولیه را تعیین کنند، آنها را به کارکنان خود آموزش داده و پرسنل را مجاب کنند که رفتاری منطبق بر آن اصول داشته باشند. شرکت ها و ادارات در صورتی به موفقیت می رسند که از همان ابتدا برای اجرای استانداردهای رفتاری کارمندان خود فرهنگ سازی داشته باشند و موارد حائز اهمیت در تجارت نظیر: نوآوری، انعطاف پذیری، مشتری مداری، سوددهی و ... را برای کارکنان به خوبی توضیح دهند. البته ممکن است اهداف مدیران بی شمار باشد. اما اگر خدمه یاد بگیرند که با تک تک مشتری ها رفتاری مطابق با آنچه از قبل تعیین شده است را داشته باشند و هر روز در کار خود استانداردهای رفتاری هسته ای را تمرین و تکرار نمایند، آنوقت تصویر متفاوتی ظهور می کند و مجموعه به کلیه اهداف خود می رسد. پس اینکه پرسنل با بستر کاری خود آشنا شدند، وقت آن می رسد که کارفرما توضیح و تفصیل بیشتری در مورد استانداردهای رفتاری با توجه به اهداف شرکت در اختیار آنها قرار دهد. به عنوان مثال می تواند تعریف مورد نظر خود از "انعطاف پذیری" را برای آنها شرح دهد. اما کارمندان چگونه می توانند این استانداردهای رفتاری را در برخوردهای روزمره خود منعکس کنند؟ برای درک صحیح نگرش های ایده آل رفتاری ابتدا باید توضیح قابل فهمی در مورد آنها ارائه شود، سپس کلیه خدمه به تمرین و تکرار آن بپردازند و همچنین آنرا به عینه مشاهده کنند تا هر چه بیشتر تشویق به انجام آن شوند. به عنوان نمونه فاکتور "کار گروهی" را در نظر می گیریم. کار گروهی به این معناست که افراد تشکیل دهنده یک تیم با میل ذاتی کلیه ی اطلاعات و توانایی های فردی خود را در اختیار سایر اعضای گروه قرار دهند و موفقیت تک تک اعضا تفاوتی با موفقیت کل گروه نداشته باشد. حال اگر از ابتدا مقوله "کار گروهی" برای پرسنل به درستی تشریح شود، پس از مدتی شاهد موفقیت اعضای گروه خواهیم بود. مثال دیگر "هدف مداری" است. کسیکه هدف مدار است، برای خود اهداف روشن و قابل اندازه گیری معین می کند، هم در محیط کار و هم خارج از آن. با پذیرش فرهنگ هدف مداری کلیه پرسنل نتایج بهتری در زندگی فردی و اجتماعی خود می گیرند. زمانیکه این رفتارها به روشنی توضیح داده شود و در محیط کار به مرحله اجرا درآیند، احتمال موفقیت کارمندان و به مثابه آن کل سیستم افزایش پیدا می کند. هنگامیکه به خوبی برای پرسنل توضیح داده شود که تنها راه رسیدن به موفقیت پیروی از الگوهای رفتاری مطرح شده است، مطمئن باشید که با میل و رغبت بالا از آن استقبال می کنند و رفتار خود را مطابق با آن تعدیل می نمایند. یک سیستم مدیریتی زمانی در امور اجرایی موفق است که مقیاس دقیقی از این امر که چه کاری باید انجام شود و اینکه چگونه باید انجام پذیرد داشته باشد و کارکنان را به درستی متوجه آن کند. از نظر اصولی معمولاً باید اینچنین باشد که شرکت ها کارمندان را به دلیل کارهایی که می توانند انجام دهند استخدام کنند و آنها را به دلیل نامناسب بودن نحوه انجام کارها اخراج نمایند. متاسفانه مدیران این روزها توجهی به این موضوع ندارند و گاهی به طور کلی از این مطلب بی خبر هستند که کارمندانشان کارها را چگونه انجام می دهند. برخورداری از الگوهای رفتاری و صلاحیت های مورد نیازی که به درستی شناخته شده و اجرا شوند، فشار کاری را سبکتر کرده و کنترل و اداره کارها را آسانتر می کند. همچنین خریداران و فروشندگان دیگر هم متوجه تمایز شما با سایرین می شوند و می دانند که: "شما کارها را چگونه انجام می دهید."
منبع : سایت مردمان ( پورتال جوانان ایرانی ) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 6:28 توسط محسن احمدیان
|
|
||